اگه اهلشی...

فردا چهارشنبه سوریه...

خیلی راحت می‌شه فردا دلِ منو بعنوان یه ترقه پر صدا ترکوند، خیلی راحت تر از اونچیزی که بتونید فکر بکنید!!!

پس اگه اهلشی بسم الله...



سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٥نوشته شده توسط: یک پسر برق گرفته! دست نزن برق داره()
 
کجا بودم، کجا هستم،کجایم...

سلام به روی ماه همتون!

* آقا فحش لطفا ندید خواهشا چون ممکنه یه خانواده رد بشه!!! وقتی آدم اینترنت نداشته باشه و یکی مثل حضرت رستم(یکی از دوستان عزیزم) نره پول اینترنتشو بده تا تو یواشکی از اینترنتش استفاده کنی همین می‌شه که الان می‌بینید یه مدت نبودم! پس تمامی سوء تفاوت ها و سوء هاضمه ها رو بذارید کنار چون من اینجام، سُر و مُرو گنده!

* خداییش قصد داشتم یه پست بزارم از همه اونایی که با کامنتاشون باعث افزایش روحیه بنده برای کنکور شدن تک تک تشکر کنم، ولی حالا به دلایلی گفتم همینجا بصورت علنی دست همشونو بفشارم(البته کاری به خانوما ندارماااا، اصلا ما اینجا همیشه با این نا.محرما مشکل داشتیم تو این مسائل) و بگم آقا خیلی مردید! حال دادین بهمون! ایشالا برا عروسیتون جبران می‌کنم!!!

* گلاب به روتون.... باز هم گلاب به روتون.... خیلی زیاد گلاب به روتون.... ای بابا!! خوب اگه فک می‌کنید ضایس این پاراگرافو نخونید!!!ولی خلاصه گلاب به روتون مجبور شدم توی دانشکده برم همونجا که گلاب به روتون دیگه!!! رفتم تو اولی، دیدیم شیر آب نداره، رفتم تو دومی دیدم گلاب به روتون تا خر خره، پُره و گرفته! رفتم تو سومی دیدم دستگیره نداره، رفتم تو چهارمی دیدم چراغ نداره!!!! از این ۴ گزینه بوسیله رد گزینه رسیدم به گزینه آخر چون چراغ نداشتنو می‌شد تحمل کرد ولی ٣ تای دیگه رو نه!!!(سوال: در این پاراگراف چند بار واژه گلاب بکار رفته؟!)

 * ٣ سال پیش یه همچین روزایی بود که تصمیم گرفتم "منو برق گرفته!!!" رو در تاریخ ثبت کنم!!! ممنونم که وبلاگ منو برای خوندن انتخاب می‌کنید، بدون اینکه بیام و کامنت براتون بزارم! کمپلیت چاکر همه هستیم!!!

*سازمان سنجش کیلید اولیه رو داده! انقده غلط تو این کلیدی که دادن هست که خدا می‌دونه! خداییش خودشونو فیلم کردن یا ماهارو؟!!؟! اینکه می‌گم غلط زیاد داره حرف من نیست! حرف اساتید کشوره که توی اینترنت با نظرشون آشنا شدم!!! بععععععععععععععععله!

* دیگه چی بگم؟! بابا خداییش این مغزم دیگه کشش نداره! بعده کنکور انگاری off شده! حالا نمی دونم کی دوباره راه میوفته!!!

** در پناه زهرای مرضیه(س)



 
اینک آخرالکنکور...

سلامعینک

احوالات؟! خوب و سر حال و شادید؟! چه خبرا؟! چیه؟! چرا اینطوری نگاه می‌کنی؟! چرا داری وبلاگمو بالا پایین می‌کنی؟! منتظر چی بودی؟! قرار بود چیزی بگم؟! مگه خبری بوده؟! نکنه می‌خوای من در مورد ناو شکن جماران بنویسم؟! پس بابا بگو دنبال چی می‌گردی؟! آهااااان کنکورو می‌گی؟ نیشخند خوب بابا الان می‌گم برات! چقده عجله داری!

اول از دوستانی که این پست بنده رو در سال گذشته نخوندن خواهش می‌کنم بخونن بعد بیان این پست رو بخونن!!!!

بعله اینه بازیه زندگی که بعد از یکسال بنده از اون پست به این پست می‌رسم که دقیقا ١٨٠درجه فرق کرده!

و اما کنکور!

کنکور برق به علت شدت و سنگینیه برق گرفتگی اون توی ٢ روز برگزار می‌شه! آقا روز اول یک پوستی ازمون کندن که بیا و ببین!!! ملت آش و لاش از سر جلسه میومدن بیرون! اول بگم که کلا هیچ آدمی از کنکور نمیاد بیرون مگر اینکه جمله معروف "خراب کردم" رو بگه! ولی واقعا بد بود! از نکات جالب این بود که طراحها همیشه مدارات رو با دست می‌کشیدن و بسیار خوانا و بزرگ و جای کافی برای محاسبات نجومی سوالات! اما امسال اومده بودن یه کار ناز انجام داده بودن!!!! مدارها رو با کامپیوتر کشیده بودن و کسی که داشته سوالا رو تایپ می‌کرده خیلی ماهرانه دکمه print screen رو زده بوده و مدارها به شدت تار و ریز افتاده بود تا حدی که یکی از این مراقبا یه سوالو گرفته بود دستش هی به اینو اون نشون می داد می گفت آقا اینجا چی نوشته؟!!؟!؟ برای همین کلا از قید چندتا از سوال گذشتم! خلاصه با همه شرایطی که پیش اومد و اینکه 7دقیقه دفترچه منو زودتر گرفتن کنکور روز اول تموم شد!

کنکور روز دوم که دروس تخصصی تر بود رو خیلی بهتر از روز اول دادم و اونقدرها هم (مثل روز قبل) سخت نبود! و خلاصه تا تونستیم تست ها رو زدم!!!

خلاصه اینکه فکر کنم ایشالا کمه کم دانشگاه خودمون روزانه قبول بشم! حالا باید دید نتایج چطور میان یهو دیدی یچیز بهتری قبول شدم!

آقا من باید به شدت تشکر کنم از همه با مرام ها و بی مرام هایی که با گذاشتن و نذاشتن کامنت هاشون توی پست قبلی موجبات افزایش و کاهش روحی اینجانب را فراهم نمودن، همینجا از دستشان را به گرمی می فشارم(خانوما چیه؟! چرا چپ چپ نگاه می کنید؟! خوب باشه فقط دست آقایون را می فشارم!) سعی می کنم اگه بشه یه پست ویژه در مورد کامنتا و آدما و مرام ها و این صحبتا بزارم و از خجالتتون در بیام! این بهتره!

تشکر می کنم بابات همه دعاهایی که کردین و کامنتایی که از روی معرفت و مرام گذاشتین! خدا خیرت بده مادر!!!!

ولی جدا نفهمیدم این استرس که این بچه‌ها می‌گیرن دقیقا چیه؟!واقعا نفهمیدم! من که حس یه امتحان معمولیه آزمایشی رو داشتم! اپسیلونی از این استرسه که می‌گفتن خبری نیود!!!! بعععععععععععععععله ما اینیم!!!!!

در پناه زهرای مرضیه(س)



 
استرس!

سلام

یعنی خدایش این جمله اول پست پایینی رو جدیگرفتید و متن رو نخوندین؟! یعنی اینقدر شماها با کلاس هستین من خبر نداشتم؟! یعنی وبلاگم اینقده خفنه و شماها اینقدر خفنگ؟؟!؟! بیخیال! بگذریم!

بچه ها الان روزهای مانده تا کنکور تک رقمی شد و بخ ٩ روز رسید! عجب ایامی بود! ولی مثل کارشناسی که نبود عمرا! اون ماراتن بود لامصب!!!! خدا ریشه هرچی کنکوره خشک کنه! الهیییی آمین!!!!

فردا هم اینترنتم تموم می‌شه و بعید می‌دونم تا بعد از کنکور برم شارژش کنم! با این حساب شماها که اینقده با خفنگ هستید بیاین یه کاری کنید! اینجا واسم کامنت بزارید و بهم روحیه بدین واسه کنکور که من بعد از کنکور اومدم خوندم حال کنم!!!!(چه کار مسخره‌ای واقعا!!!) ولی گفته باشم اومدم دیدم کامنتا از ١٠٠ تا کمتره دیگه نه من نه شماها!!!! نفری ٧-١٠ تا بزارید قضیه حله! بر و بچ دکتر با کلاس بازی نکننا! همگی کلهم اجمعین کمک کنید که بنده بصورت دوبله دچار برق گرفتگی بشم باشد که جرقه ای نسیب شما گردد!!!!

خلاصه دیگه همینا! چندتا اتفاق باحال هم افتاده این چند روز که بعدا می‌نویسم!

راستی یه سوالی!!!! این استرس که وگفتی یعنی چه؟!!!؟!؟

موفق و سلامت باشید

در پناه زهرای مرضیه(س)



 
17 روز مانده!

(این یه متن خصوصیه، لطفا نخون وگرنه دعا می کنم خدا سوسکت کنه!!!)(شوخی کردم بابا بخون)
ساعت 1:30 بامداد!
17 روز باقی مانده تا کنکور ارشد!
حالم گرفته!چراش مهم نیست! شاید خودمم دقیقا ندونم چرا! ولی فعلا که می بینم حالم گرفته!
رضا یزدانی داره می خونه! عجب آهنگایی! تو این فضا فقط یه نخ سیگار کمه!!!
فشار زیادی رومه! روانی و ... آره فقط روانی! فعلا گور بابای فشار مادی، بعدا انقدر بهم فشار بیاره که بترکم!
یه چند روزیه حالم داره از خودم بهم می خوره! یکمی هم از کارام! کارایی که دارم انجام می دم و کارایی که انجام دادم! یه حس پوچی شاید، سردرگمی یا یه چیزی تو این مایه ها، هرچی که هست اصلا حس خوبی نست! حالمو داره بهم می زنه!
خواستم یکمی آمار(درس آمار مهندسی) بخونم، سعی کردم اما نشد! خواستم برم تو اینترنت، قربونش برم اونم نشد! ای خدا تو چقدر خوبی!!! تا این جمله رو نوشتم اینترنت کانکت شد!
رضا یزدانی: نزار رابین هودو تهِ کارتون ما اسیر کنند، نزار پلنگ صورتی رو با ماهی مرده سیر کنند!!!!
خدایا دمت گرم! پس چرا اینترنت رو دیسکانکت کردی؟! خواستی اینجا ادامه بدم و بنویسم! به هر حال ما چاکرتیم!
خوب دیگه چی بنویسم؟!
یکمی حالم خراب بود گفتم بیام اینجا چند کلمه بنویسم! وقتی می نویسم آروم می شم! این فکرا و حرفا وقتی دارن تو کلم وول می خورن نمی زارن کاری رو درست انجام بدم، باید یجوری تخلیشون کنم یجایی، رو کاغذای چک نویس، تو گوش یه دوست، تو وبلاگ و یا توی یه صفحه word!!!
خوب بسه دیگه! خالی شدم! گلاب به روتون بی زحمت سیفونو هم بکشید!!!!

 

چیزایی که بالا خوندین رو دیشب عیناً وقتی اینترنتم وصل نمی شد برای خودم توی Word نوشتم! حالا گذاشتم تو وبلاگم! شاید این چند روز قبل کنکور هر شب یا شایدم هر دو شب یا سه شب یا بعد کنکور آپ کنم و از حالم بنویسم یادگاری بشه واسه دوران پیری و واسه جوونایی که می خوان از تجربیاتم استفاده کنند! البته بگم من کلا 8روز دیگه اینترنت ADSLام تموم می شه و بعید می دونم برم شارژش کنم تا بعد کنکور!!!

16 روز مانده به کنکور ولی اگه سنگ رو دیدی استرس داشته باشه، مقداد هم استرس داره!!!

بعله ما اینجوریا هستیم! دیشب که نوشتم چه آهنگی گوش می دادم، حالا یه آهنگی دانلود کردم جان من دانلود کنید یکمی بخندید ببینین ملت چقدر شوتن!!! ایناهاش!!!هرکی گوش داد فحش داد خودشه ها!!!

دیگه تاکید نکنم دعا کنید و این صحبتا!!! راستی آقا من اصلا اهل دود نیستما! دود از هر رقمش!!! یوقت متنم باعث سوء تفاوت(!) نشه براتون!!!

شب خوش!

یا علی

راستی سلام یادم رفت! سلامٌ علیکم!